تبليغاتX
روابط عمومی و ارتباطات
وبلاگ روابط عمومی با ارائه مطلب معرفی تکنولوژی جدیدی در روابط عمومی آورده است:

شماره جدید مجله تحقیقات روابط عمومی تکنولوژی جدیدی را معرفی کرده است. یادتان هست که آقای عطالله ابطحی روابط  عمومی سایبرگ را مطرح کرده بود و چند روز همه گیج شده بودند که این دیگر چیست که آخر سر هم ایشان در وبلاگشان نوشتند: "لطفا خودتان را اذيت نکنيد ؛ چنين کلمه اي وجود ندارد ؛ ادامه ندهيد." ولی آخر سر ایشان تعریفی از سایبرگ ارایه کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 10:16 |
اگر شما نيز از توان برنامه ريزي مناسبي برخوردار نيستيد، خيلي خود را سرزنش نکنيد چون به واسطه ارتباطي که با طيف قابل توجهي از مديران اجرايي دارم متوجه شدم برخي از مديران اجرايي نيز از توان برنامه ريزي مناسبي برخوردار نيستند!
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 10:55 |
سازمان ها تاثير گذار و سرنوشت سازند  اگرچه معني و مفهوم «مسئوليت اجتماعي» تا حد زيادي متفاوت است و مي توان گفت كه روابط عمومي ها زماني كه در مسئوليت ها و وظايف اجتماعي سازمان ها مشاركت داشته باشند، ارزش و اهميت خواهند داشت.

بحث ارزش و اهميت در سومين جلد «مجموعه هاي نمونه» مشخص مي شود كه نتايج مطالعه خوب و موفق را شرح مي دهد. دومين جلد اين كتاب كه راهنماي مديران است كوتاه تر و ساده تر است ولي فاقد مطلب در مورد "ارزش و اهميت" است.

    q     نويسندگان: لاريسا اي گرانيگ و جيمز اي گرانيگ و ديويد ام دوزير.كتاب روابط عمومي خوب و سازمان هاي مثبت. چشم اندازي از مديريت ارتباطات درسه كشور، انجمن لارنس ارل باوم

    q     نويسندگان: ديويدام دوزير، لاريسا اي گرانيگ و جيمز اي گرانيگ، نام كتاب: راهنماي مديران روابط عمومي و مديريت ارتباطات خوب و نمونه. انجمن لارنس اول يا وم.

       q          نويسنده:جيمزاي گرانيگ. نام كتاب: روابط عمومي و مديريت ارتباطات نمونه و خوب، انجمن لارنس ارل باوم.

 

+ نوشته شده توسط رضا رضایی در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 10:43 |

ابعاد: ابعاد پاکت ها از روي استانداردهاي بين المللي اقتباس و طوري انتخاب شده که با ابعاد کاغذهاي استاندارد ملي ايران به شماره 157 مطابقت و هماهنگي داشته باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 10:42 |

کارگزار روابط عمومی (22 خرداد 1386) - «پوستر»، «آفیش» و «پلاکات» نام های انگلیسی، فرانسه و آلمانی نوعی اعلان هستند که معمولا بر دیوار و یا جاهای مخصوصی که در معابر برای آن تهیه شده است نصب می شود. این نوع اعلان را می توان در فارسی «اعلان دیواری» نامید و دارای مشخصاتی است که از سایر انواع اعلان ها متمایز می شود.

در اولین برخورد، اندازه و قطع اعلان دیواری جلب نظر تماشاچی را می کند. اندازه اعلان اهمیت ویژه ای در دیده شدن آن دارد زیرا در جاهایی نصب می شود که ابعاد بزرگی دارند. مانند دیوارهای عمومی، تابلوها و پانل های بزرگ مخصوص نصب اعلان و غیره و لذا باید اندازه آن طوری باشد که در کنار بقیه اندازه ها کاملا دیده شود. اندازه اعلان تابع قواره های استاندارد کاغذ و ماشین چاپ نیز هست. ماشین های چاپ در ایران اندازه های معینی را می توانند چاپ کنند این اندازه ها در سه قطع کلی کاغذ هستند که عبارتند از قطع 70×100 سانتی متر که به قطع چهارونیم برگی و قطع 90×72 سانتی متر که به قطع چهاربرگی و قطع 60×90 سانتی متر که به قطع سه و نیم برگی معروفند که هر کدام به قطع های کوچکتری نیز تقسیم می شوند که اندازه های گوناگون نشریات مختلف چون مجله ها، روزنامه ها، کتاب ها، کاتالوگ ها، بروشورها، کارت ها و غیره را به وجود می آورند.

این اندازه ها را با نام گذاری های دیگری که بر اساس انواع قطع ماشین های چاپی گوناگونی چون فتوکپی و زیراکس تا ماشین های بزرگ چاپخانه ها تعیین شده اند نیز می شناسند و به سه عنوان یا قطع کلی A، B و C نامیده می شوند.

اعلان ها دارای اندازه های مختلفی می توانند باشند که عمومی ترین آن ها قطع B1 معادل 70×100 سانتی متر است اما اغلب از قطع های 90×72 60×90 و نصف هر یک از این سه اندازه یعنی 70×50، 70×45 و 60×45 سانتی متر و گاهی از ربع چهارونیم برگی یعنی 35×50 سانتی متر معادل B3 نیز استفاده می شود. طبیعی است کوچک تر از این اندازه ها به عملکرد اعلان صدمه می زند و تماشاچی آن را به خوبی نخواهد دید.

علاوه بر این اندازه ها، قطع دیگری به نام «لیست» در ایران مصطلح است و بیشتر برای اندازه اعلان های سینمایی به کار برده می شود. ماخذ و معنی این اصطلاح دقیقا برای من مشخص نیست اما تصور می کنم که از راه ارتباط های بازرگانی فیلم از آمریکا به ایران آمده باشد و شاید مفهوم و معنی «تا» را داشته باشد.

+ نوشته شده توسط رضا رضایی در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 10:38 |
«افکار عمومي»، يکي از مهمترين مضاميني است که در حوزه هاي مختلف به ويژه در عرصه سياست، مورد بهره برداري قرار مي گيرد؛ به نام «افکار عمومي» و به بهانه حمايت «افکار عمومي» از يک ديدگاه يا يک پروژه، چه بسيار اقدامات از سوي حکومت ها، کليد مي خورد و توجيه مي شود. نکته مهم آن است که رعايت افکار عمومي و کسب اعتماد و رعايت مساله منافع يا مصالح عمومي، شرط اصلي براي تلقي از «قدرت دولتي» به مثابه «قدرت عمومي» است؛ قدرت دولتي تا هنگامي که خود را متبلورکننده منافع و دغدغه ها و علائق عمومي و نيز پيگير خواست هاي «افکار عمومي» معرفي و تبليغ کند، از مشروعيتي دموکراتيک در ادامه بقا و تداوم حکومت، برخوردار است. تکيه صاحبان قدرت بر آنچه که «افکار عمومي» مي خوانند، از همين منظر براي آنان ارزشي حياتي دارد. اما به راستي «افکار عمومي» چه معنا و مفهومي دارد؟ و اين مضمون و واژه کليدي، چگونه شکل مي گيرد و متبلور مي شود؟ ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 20:5 |

وبلاگ روابط عمومی با ارائه مطلبی به چگونگی نوشتن یک گزارش خوب خبری پرداخته:

خبرنگاري صحيح، شامل گزينش صحيح است نه تلاش در انبوه سازي اطلاعات. گزارشگر بايد از قوه قضاوت خود براي گزيدن اطلاعات مهم و نحوه ترتيب آنها در خبر استفاده کند. براي جمع کثيري از گزارشگران، تصميمگيري در مورد عدم استفاده از يک سري اطلاعات جمع آوري شده بسيار دشوار است. يکي از راههاي کمک در اين راه، انتخاب يک کانون تمرکز براي گزارش است.


کانون تمرکز

کانون تمرکز گزارش در واقع جواب دادن به سوال " گزارش درباره چيست؟" است. به منظور تعيين کانون تمرکز، چيپ اسکانلان 4 مربي مرکز نوشتاري پوينتر 5 پنج سوال ديگر را به اين مجموعه اضافه کرده است:

خبر واقعي چيست؟
گزارش چيست؟
تصوير گزارش چيست؟
من چگونه
قادر خواهم بود آن را در شش لغت بيان کنم؟
اکنون چه؟

در این متن ترجمه شده با چگونگي گزينش اطلاعات لازم از توده اطلاعات جمع آوري شده به منظور تهيه گزارش خبری آشنا می شوید. متن اصلی به زبان انگلیسی در انتها آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 20:0 |

 

روابط عمومی و برنامه ریزی

 

تهیه و گردآوری : ذبیح الله تجری غریب آبادی

منبع: کارگزار روابط عمومی

26 فروردین 1386

مقدمه

 انسانها با حركت در مسير تكامل و رشد عقلاني خود، به‌تدريج برضرورت برنامه‌ريزي در زندگي واقف شدند و آن را به منزله ابزاري در خدمت مديريت و رهبري نظامهاي اجتماعي، مورد توجه قرار دادند. سازمانها و موسسه‌هاي اداري امروز، به حدي پيچيده شده‌اند كه بدون اقدام به برنامه‌ريزي‌هاي دقيق، امكان ادامه حيات ندارند. برنامه‌ريزي مستلزم آگاهي از فرصتها و تهديدهاي آتي و پيش‌بيني شيوة مواجهه با آنهاست برنامه ريزي از وظايف بسيار مهم مديران است و با ساير وظايف آنها نيز ارتباط دارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:2 |

دكتر عليرضا اعرافي رييس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه 

مقدمه

بسياري از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند انسان موجودي است اجتماعي و از بارزترين نمادهاي شخصيت در انسان، اجتماعي بودن است. اوج اجتماعي بودن انسان در حوزه ارتباط عمومي او با ديگران شكل مي گيرد. ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنا بر بعضي ديدگاه ها اساس شخصيت انسان را شكل مي دهد.

دامنه ارتباطات، دامنه بسيار گسترده و وسيعي است و يكي از جلوه هاي مهم ارتباطات انساني، روابط عمومي است، چه به عنوان يك فرآيند ارتباطي كه ميان سازمان ها و موسسات و جامعه پديدار مي شود، چه به عنوان يك نهادي كه بخشي از سازمان ها را تشكيل مي دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 و ساعت 19:29 |

اينترنت، آخرين انقلاب ارتباطي محسوب مي شود. در حال حاضر به جاي استفاده از نمونه هاي قديمي و خطي رسانه هاي گروهي، در جهاني فعاليت مي کنيم که مکالمات افراد به وسيله شبکه اي از سيم هاي مرتبط با يکديگر انجام مي شود.

سرنخ اين مساله در همين جاست. روابط عمومي يا مجبود است که پيشرفت کند، يعني دنبال يک راه حل باشد يا اينکه عقب بماند.

از آن جه که روابط عمومي، اينترنت را به عنوان رسانه خود انتخاب کرده است، در نتيجه بايد در اينترنت هم به فعاليت بپردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 22:34 |

بسياري از بزرگان و فيلسوفان در تعريف انسان گفته اند انسان موجودي است اجتماعي و از بارزترين نمادهاي شخصيت در انسان، اجتماعي بودن است. اوج اجتماعي بودن انسان در حوزه ارتباط عمومي او با ديگران شكل مي گيرد. ارتباطات انساني مايه تكامل و تعالي شخصيت انسان است و بنا بر بعضي ديدگاه ها اساس شخصيت انسان را شكل مي دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 22:31 |

امروزه کارکرد روابط عمومی به طور گسترده ای در عرصه های مختلف جامعه و سازمان ها مورد قبول قرار گرفته است. در دنیای امروز نقش روابط عمومی در سازمان ها به جایگاهی کلیدی تبدیل شده است و این به سبب پیشرفت فناوری در عرصه اطلاع رسانی می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 22:27 |
 

مديريت كنترل پروژه C.P.M يا برنامه زمانبندي فعاليتهاي روابط عمومي


تفكيك و تقسيم‎بندي فعاليتها برحسب اولويت‎هاي زماني حسب امكانات موجود و ضوابط فني از اصول  اوليه مديريت اجرايي مي‎باشد. انجام فعاليت‎هاي فرهنگي و اجتماعي وقتي اثربخش خواهند بود كه علاوه بر هدفمداري به پارامتر مهم زمان توجه ويژه داشته باشيم.


چنانچه در اصول اوليه طراحي و برنامه‎ريزي به انجام هر كدام از فعاليت‎ها در زمان خاص خود توجه نشود اثرگذاري لازم را نداشته و يا بدليل عدم سازگاري با ديگر فعاليت‎هاي انجام شده اثرگذاري كمتري خواهند داشت. لذا توجه به مديريت زمان و كنترل و نظارت در اجراي دقيق هر كدام از فعاليت‎ها براي رسيدن به اهداف موردنظر به ما اين امكان را خواهد داد تا با توان لازم نسبت به انجام هر پروژه در زمان مقرر دقت بيشتري داشته باشيم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 22:24 |

نويسنده: رضا پورحسین*

منبع: باشگاه انديشه 26/4/85

  

تاثیر وسایل ارتباط جمعی بر پیوندهای عاطفی درخانواده ها

چکيده

يكي از مولفه های خانواده منسجم ، پيوند عاطفی است كه در اثر وجود و استمرار فضای گفت وگو ، تعاطی افکار و تبادل نظر ميان اعضای آن شكل مي گيرد. پيوند عاطفي ، خود به عنوان يک عامل انگيزشی موجب ارتقاء انسجام خانواده می شود و اين سيکل می تواند همچنان ادامه يابد. براين اساس پيوند عاطفي و انسجام خانواده با يكديگر همبستگي مثبت و بالايي دارند.

عوامل گوناگوني موجب آسيب ديدن پيوند عاطفي خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره مي اندازند. يكي از عوامل اثرگذار بر گسستگي انسجام خانواده ، گسترش رسانه هاي جمعي و استفاده افراطي از آنها مي باشد. رسانه های جمعی بويژه رسانه های شنيداری وغير متعامل به دليل کارکرد متنوع خود و ايجاد تغييرات پيوسته ، بتدريج جای ارتباط بين فردی ازنوع چهره به چهره را گرفته وتوانسته اند فضای انفرادی را بجای فضای جمعی و اجتماعي خانواده حاکم کنند ، بطوری که گسترش تکنيکی رسانه های شنيداری و رايانه ای ، ارتباط مستقيمی با فردگرايی ودوری از گروه را نشان می دهد. دراين مسير ، تعامل فرد با رسانه الکترونيکی وغير احساسی شکل می گيرد وبه دليل برتری تکنولوژيکی وتجهيز فنی ابزارهاي رسانه ای ، نوعی رعب فرهنگی وانفعال شخصيتی درفرد ايجاد می شود. نتيجه اين می شود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صميمی با يکديگر با ابزارهای الکترونيکی ارتباط برقرار می کنند ، ارتباطي که فاقد بارعاطفی واحساسی است. اين آسيب دردو نوع ارتباط ، بيشتر خودرا نشان می دهد : يکي ارتباط بين فرزندان و والدين ، و ديگري ارتباط بين زن وشوهر.

تجربيات نشان می دهند که هراندازه ارتباط ميان فرزندان و والدين وهمچنين ارتباط ميان همسران به دليل تغيير مخاطب کاهش يابد ، فاصله عاطفی وهيجانی وهمچنين فاصله شناختی ميان اعضاء نظام خانواده بيشتر می شود. آمارهای رسمی نشان می دهند که ميزان مشاهده تلويزيون توسط افراد ايرانی نزديک به چهار ساعت ونيم در روز است. اين ميزان بسيار زياد است ومی تواند به کاهش فضای گفت وگو ميان اعضای خانواده گردد. اين روند به افزايش فردگرايی وکاهش جمع گرايی منجر خواهد شد كه عامل مهمي در آسيب ديدن انسجام خانواده قلمداد مي شود.

 

خانواده و گروه

خانواده ، يک گروه پويا ست. گروه تنها مجموعه اي ازافرادنيست ، بلکه نشان دهنده نوع وشکل روابط ميان اعضاي آن نيز هست. گروه را مي توان مجموعه اي ازافراد دانست که با برقراري ارتباط با يکديگر و انجام کاروفعاليت مشترک ، هدف مشترکي را نيز دنبال مي کنند (بورمان ، 1969، به نقل از فرهنگي ،1382). درتقسيم بندي گروه ها ، خانواده را مي توان جزو گروه هاي کوچک بحساب آورد که با اندکي تفاوت ، ازقوانين گروههاي بزرگ تبعيت مي کنند. ازمهمترين قواعد اين گروهها تحولي بودن آنهاست.

 

تحول گروه

گروه به عنوان يک نظام جمعي، همواره درحال تحول وتغيير مي باشد. خانواده نيزکم وبيش ازآغاز شکل گيري خود از مراحلي گذر مي کند. گذرازاين مراحل درجهت هدفمندي نظام (سيستم) مي باشد. هدف اصلي گروه خانواده ، رسيدن به سطحي است که بتواند ثبات و تداوم خودراحفظ نمايد. اين هدف را مي توان با عنوان انسجام خانواده نام برد که به آن گروه ، شخصيتي پايدار مي دهد. به عبارت ديگر، انسجام گروه را مي توان به عنوان سطح بالاي گروه (خانواده ) مطرح نمود. وقتي اعضاي گروه بتوانند نيازهاي همديگر را درجهت هدف فردي وجمعي خود تامين نمايند ، درواقع موجد انسجام گروه مي شوند. به عبارتي انسجام گروه به عنوان سطح بالاي تحول ، درگرو مشارکت ، هدفمندي و عملکرد متناسب با تامين تعامل نيازهاي اعضاي گروه مي باشد. براين اساس ، انسجام خانواده را مي توان به عنوان مهمترين مولفه پويايي وحفظ آن قلمدادنمود.

 

پيوندعاطفي

اگر انسجام گروه به عنوان عامل پايداري خانواده ، طبعا واجد مشخصه هايي خواهد بود که تضمين کننده شخصيت پايدارگروه مي باشد. در روي آورد روانشناختي ، پيوند عاطفي مشخصه اي است که فضاي رواني گروه را براي وصول به اهداف تعيين شده وانسجام ، تسهيل مي کند. دليل آن ، وجود نيروي انگيزشي پيوند عاطفي است که موجب مي شود اعضاي گروه درتامين نيازهاي يکديگر به صورت فعال مشارکت کنند.

پيوند عاطفی به دلايل گوناگوني پديدارشده و گسترش مي يابد. يکي ازمهمترين زمينه هاي ايجاداين پيوند ، وجود زمينه ارتباطات صحيح بين فردي است. اين ارتباط به درستي انجام نمي پذيرد مگرآنکه اعضاي گروه با نوعي تفهيم وتفاهم و درک متقابل با يکديگر تعامل داشته باشند. يکي ازاين عوامل که ارتقادهنده پيوندعاطفي مي باشد ، گفت وگو است که عبارت از برقراري ارتباط وتعامل کلامي با يک ياچندنفر مي باشد. درفضاي ارتباطاتي بويژه ارتباطات بين فردي ، گفت و گو صرفا يک رفتارعادي نيست بلکه الگويي است که فضاي عاطفي وهيجاني حاکم بر مناسبات افراد را شکل مي دهد. گفت وگويي که واجدمنظورارتباطي وتعامل مي باشد، داراي دومولفه وبه عبارتي داراي دو مهارت مي باشد : يکي ، مهارت گوش دادن وديگري مهارت همدلي. با بهره گيري مناسب ازاين دومهارت مي توان جريان ارتباطي گفت وگو را درجهت تفاهم ودرک متقابل براه انداخت.

گوش دادن ، با شنيدن متفاوت است. شنيدن يک عمل زيستي است که شامل دريافت يک پيام ازطريق کانالهاي حسي است ، شنيدن ، تنها بخشي ازفرايندگوش دادن است. اما گوش دادن فرايندي است که عناصري چون دريافت ، درک ، توجه ، معناگذاري وپاسخگويي توسط شنونده را درخود دارد(برکو وهمکاران ،1953، ترجمه دکتر اعرابي وهمکاران ،1378). نکته ديگر آن است که فرايند گوش دادن همواره با ارتباط چشمي همراه است. تجربيات روانشناختي گواه اين يافته مهم هستند که هنرگوش دادن که مي تواند کارکرد درمانگري نيزداشته باشد ، به وسيله ارتباط چشمي براه مي افتد. همچنين يافته ها نشان مي دهند که ارتباط چشمي به عنوان يکي ازمولفه هاي اساسي ايجاد امنيت و توجه مطرح مي شود. وقتي درمناسبات کلامي ، گوش دادن با ارتباط چشمي همراه شود ، طرفين ازيکديگر احساس احترام وتوجه دريافت مي کنند ، واين امر به همدلي ودرک متقابل آنها کمک مي کند. پس گوش دادن بدون ارتباط چشمي ، بکار نمي افتد و به مرتبه شنيدن ، به عنوان يک عمل زيستي ، نزول مي کند. اين دو مولفه را نمي توان ازهم تفکيک نمود. براين اساس ، خانواده هايي که با يکديگر ارتياط چشمي برقرار وحرفهاي همديگر را خوب گوش مي کنند ، واجد پيوند عميق تري نسبت به خانواده هاي ديگر مي باشند.

همدلي ، فرايند عاطفي شناختي است که طي آن يک شخص ازعواطف ، احساسات وشناخت طرف ديگر آگاهي مي يابد. برخي آن را به معني تجربه مشترک يک هيجاني در دونفر مي دانند. کارل راجرز ، همدلي را توانايي همراهي فرد بافردي ديگر به جايي که احساسات آن شخص اورا رهنمون گرديده است ، مي داند ( پورافکاري ، 1373).

وقتي دراثر گفت وگو ، با عنايت به مولفه هاي گوش دادن و همدلي ، پيوندعاطفي درخانواده شکل مي گيرد ، تاثير آن به صورت متقابل ، موجب ارتقاي فضاي گفت و گو و انسجام مي شود واين سيکل همچنان رو به تکامل ادامه مي يابد، مگرآنکه اختلالي در روند تحول گروه بوجود آيد. به پاس استمرار فضای گفت وگو ، تعاطی افکار و تبادل نظر ميان اعضای خانواده شكل مي گيرد. براين اساس ، گفت وگو ، پيوند عاطفي و انسجام خانواده ، به عنوان متغيرهايي مطرح مي شوند که با يكديگر همبستگي مثبت و بالايي دارند و همديگر را تسهيل مي کنند.

 

آسيبهاي خانواده

درمقابل ، عوامل گوناگوني موجب آسيب ديدن پيوند عاطفي خانواده شده و مآلا انسجام آن را به مخاطره مي اندازند. يكي ازاين عوامل ، عامل تفرد است که به صورت واگرايي اعضاي خانواده ، عمل مي کند. دردنياي پرشتاب فناوري امروز ، ابزارهايي وجود دارند که افراد را به صورت انفرادي به خود مشغول کرده وآنهارا از تعامل با ديگران باز مي دارند. رسانه هاي جمعي ازاين دسته ابزارها به شمار مي روند. البته اين موضوع نافي منافع ابزارهاي تکنولوژيکي نيست ، اما نوع بهره برداري غيرفرهنگي ازابزارهاي فني موجب شده است که کارکرد آنها عمدتا درجهت تقويت فردگرايي سوق پيدا کند. به عبارتي ، اگرجريان فرهنگي شدن ابزارهاي رسانه اي تحقق بيابد ، مضرات آنها به شدت کاهش مي يابد وکارکرد اصلي خودرا پيدا مي کنند. گرچه برخي نظريه ها بيانگر اين مطلب هستند که ذات ابزارهاي الکترونيکي به دليل استفاده از عنصر تغيير ، نمي تواند موجد آرامش باشند ، بلکه مخل آن مي باشند. برخي ديگر اين نظريه را افراطي و يک سويه مي دانند. البته وارسي اين دو نظريه در اين نوشته مقدورنيست وطرح اين مطلب دراين نوشته براي بيان لزوم رعايت احتياط درجهت استفاده ازابزارهاي رسانه اي مي باشد.

کارکرد رسانه های جمعی بويژه رسانه های شنيداری وغير متعامل به دليل کارکرد متنوع خود و ايجاد تغييرات پيوسته ، به تدريج جای ارتباط بين فردی ازنوع چهره به چهره را گرفته وموجب شده اند فضای انفرادی ، بجای فضای جمعی و عاطفي در خانواده حاکم شود ، بطوری که گسترش تکنيکی رسانه های شنيداری و رايانه ای ، ارتباط مستقيمی با فردگرايی ودوری از فضاي رواني وعاطفي خانواده را نشان می دهد. به عبارت ديگر ، اين ابزارها ، به تدريج فضاي رواني ومحيطي گفت وگو را دريک ارتباط بين فردي ، خدشه دارمي کنند و اعضاي گروه را به جاي همگرايي، به واگرايي سوق مي دهند ، تاجايي که هرعضو خانواده صرفا دريک فضاي فيزيکي مشترک زندگي کرده ، اما هيچ تعاملي با هم نخواهند داشت. در ادامه ، متاسفانه ، اهداف آنها نيز به تدريج نسبت به هم ، واگرا شده و منفک مي شوند. دراين مسير ، تعامل واقعي فرد بجاي آنکه با افراد ديگري در محيط انساني سامان بيابد ، با رسانه هاي الکترونيکی ، شکل می گيرد وبه دليل برتری تکنولوژيکی وتجهيزات خيره کننده رسانه ای ، نوعی رعب فرهنگی وانفعال شخصيتی درفرد ايجاد می گردد. نتيجه اين می شود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صميمی با يکديگر که مي تواند به تقويت پيوندهاي عاطفي وانسجام اعضاي خانواده منجرشود ، با ابزارهای الکترونيکی ارتباط برقرار می کنند ، ارتباطي که فاقد بارعاطفی ، احساسی وهيجاني است. به تعبير فوکوياما به دليل تحديد اخلاق و کيفيت زندگي امروزي به تدريج شاهد يک فروپاشي بزرگ خواهيم بود. اين فروپاشي درزمينه هاي اخلاقي ودرنهاد ها ، بيشتر درزمينه خانواده اتفاق خواهد افتاد.

آسيب ارتباطي ، بيشتر دردو نوع ارتباط ، بروز مي کند. يکي ، ارتباط بين فرزندان و والدين و ديگري ، ارتباط بين زن وشوهر مي باشد. تجربيات نشان می دهند که هراندازه ارتباط ميان فرزندان و والدين وهمچنين ارتباط ميان همسران به دليل تغيير مخاطب کاهش يابد ، پيوند عاطفی وهيجانی و همچنين همگوني شناختی ميان اعضاء خانواده نيزکاهش مي يابد که اين موضوع ، انسجام گروه را به مخاطره مي اندازد.

 

فضاهاي الکترونيکي و فردگرايي

آمارهای رسمی نشان می دهند که ميزان مشاهده تلويزيون توسط افراد ايرانی نزديک به چهار ساعت ونيم در روز است. اين ميزان درکشورهاي ديگر به شش ساعت مي رسد. ميزان استفاده ازاينترنت و اتاقهاي چت نيز در برخي کشورها بيشترازاين گزارش شده است. بطوري که ورود مردان وزنان در اتاقهاي چت به عنوان " زندگي دوم" مطرح که زندگي اول را به مخاطره انداخته است. طبيعي است که زندگي دوم (اتاقهاي چت) ميزان زيادي از انرژي و وقت گفتگو را به خود اختصاص مي دهد.

مک گاير (به نقل از حميدي ، مهديه ،1383) ورود ابزارهاي رسانه اي را به ورود بيگانه تعبير کرده است و مي گويد : " به طورمتوسط شش روز درهفته ، بيگانه اي درخانه شما حضوردارد. بيگانه اي که آزادانه درهمه جاي خانه سرمي زند وتاثير مي گذارد. اين بيگانه وظيفه ساده اي دارد وآن محدود کردن توانايي ما وبچه ها درتشخيص رويا ازواقعيت مي باشد. ما به اواجازه مي دهيم که درهرساعتي وارد خانه مان شود. اگر ما درباره بيگانگان وغريبه ها به بچه هايمان هشدارمي دهيم ، متاسفانه درباره اين بيگانه هيچ هشداري به بچه ها نمي دهيم. اين بيگانه يکسره حرف مي زند وهرچه مي خواهد مي گويد وديگران هم سراپا گوش مي شوند ".

جان تيلور گاتر (1999) درباره وسعت دنياي مجازي مي گويد : " تلويزيون ورسانه ها با صرف وقت کودکان به دنياي مجازي ، فرصت تجربه دنياي حقيقي وآشنا شدن با واقعيتهاي جذاب ، نشاط آور وحتي مخاطره آميز را ازآنان سلب مي کند واين امرآنان را بي حوصله ، حسود و... بارمي آورد. " گاتر براي جبران اين موضوع ، اعتقاد دارد که کودک را بادنياي واقعي آشنا کنيد ، طبيعت ، مابقي کارها را انجام مي دهد.

در گزارش ان واي تي (NYT) ، زنان درامريکا بيشترازاينکه به فکرمراقبت ازکودکان خودباشند ، تلويزيون تماشا مي کنند. دراين گزارش آمده است که اين زنان درمرتبه اول تلويزيون تماشا مي کنند و خريدخانه وصحبت با تلفن در رده هاي بعدي ارتباط قرار دارند. مراقبت ازکودکان وصحبت کردن با آنها درمراتب پايين تر قرار دارند. همانطورکه ملاحظه مي شود ، صرف وقت زياد براي رسانه ها بمنزله کاهش ميزان ارتباطهاي انساني بويژه با کودکان مي باشد. اين روند ، به افزايش فردگرايی وکاهش جمع گرايی منجر خواهد شد كه عامل مهمي در آسيب ديدن انسجام خانواده قلمداد مي شود.

روانشناسان درحوزة روانشناسي شخصيت و اجتماعي براي آنكه بتوانند مطالعات بين فرهنگي را بويژه دربارة خود و هويت سامان دهند ؛ مقياس فردگرايي ـ جمع گرايي رابه عنوان يك شاخص بكار مي برند.

واتس لوند وآرچر (2001) اين مقياس را بهترين موضوع روانشناختي و بين فرهنگي براي مطالعة هويت دانسته اند. همچنين اسميت وباند (1996؛ به نقل ازهمان) اين مفاهيم را درمطالعة اجتماع وروانشناسي سازماني و گروه به كار برده اند. تريانديس (1980) بيان مي كند كه تفرد از تجمع واجتماع كسب مي شود واجتماع نيز مطابقت وهمسان سازي با ديگران را شكل مي دهد. گرايش به هر كدام ازجنبه هاي اين شاخص ، آثار و نتايجي را درپي دارد كه هافستيد (1984) و تريانديس (1998 )آنها را مطابق جدول، فهرست مي كنند :

 

فرد گرائي جمع گرائي

1) علايق و نيازها و اهداف فردي ترجيح دارند

2) ارزشها و هنجارها ، مبناي فردي دارند

3) كسب لذت فردي در اولويت است.

4) باورهاي فردي ، متمايز كننده فرد از گروه است

5) استقلال و هويت فردي اهميت دارند

6) راهبردهاي مستقيم و مواجه رو در رو ترجيح دارد

7) ارتباط بين اعضاء متكي به افراد است، رابطه اعضاء با فاصله زياد صورت مي گيرد

8) روابط اجتماعي در بين اعضاء داوطلبانه بوده و اندازه گروه كوچكتر است

9) ورود و خروج به گروه براحتي صورت مي گيرد

10) دوستي ها رنگ كمتري داشته ، رفاقتها و وفاداري به گروه و شخص ديگر كمتر است

 

1) اهداف گروهي مهم هستند

2) هنجارها و ارزشها از طريق گروه مرجع تعيين مي شوند

3) رضايت گروه و اكثريت اهميت دارد

4) باورهاي فرد توسط جمع تعيين مي شوند

5) وابستگي بين اعضاء ، علقه هاي بين فردي و تجانس گروهي مهم هستند

6) از راهبردهاي غير مستقيم و اصل حفظ ظاهر در شرائط بحراني استفاده مي شود

7) رابطه اعضاء تنگاتنگ است

8)روابط اجتماعي بين اعضاء اجباري بوده و اندازه گروه بزرگتر است

9) ورود و خروج به گروه به سادگي انجام نمي گيرد

10) دوستي ها و رفاقتها از عمق و استحكام بيشتري برخورداراست

ماركوز وكيتاياما (1991) نشان داده اند كه فرهنگ اروپايي وغربي ، هويت فردي را درجهت فرديت گرايي وفرهنگ آسيايي وشرقي ونيز آمريكاي جنوبي ، فرد را به سوي تعلق به گروه سوق مي دهند. همچنين بوچنر ،1994؛ داون وهمكاران،1995؛ ماركوز وكيتاياما ،1991؛به نقل ازماير (1999) مشخص كرده اند كه افراد مالايي ، هندي ، ژاپني وماسايي ، بيشتر از افراد استراليايي ، آمريكايي وانگليسي ، جمله “ من 000 هستم “ را با هويت گروهي وجمعي بيان مي كنند. دليل آن اين است كه فرديت گرايي به دليل تجربيات فراوان ، تحرك و ويژگيهاي شتابدار شهر نشيني بوجود مي آيد (فري من ،2001 وماير،1999 ). درجوامع آسيايي كه جمع گرايي ترجيح دارد ؛ خودِ متكي به ديگران معمولا احساس تعلق را بوجود مي آورد. دراين جوامع ، بريدن از خانواده وگسستگي از دوستان وخانواده آسيب آفرين است وبه عنوان نابهنجاري اجتماعي قلمداد مي گردد. دليل آن اين است كه دراين فرهنگها ، تعداد خودها بيشتر است. هرفرد داراي يك خودنيست بلكه داراي چندين خود است ؛ همانند : خود با والدين ، خود در كار و خود با دوستان. خود با والدين و فرزندان در اين فرهنگها داراي اهميت بيشتري مي باشد.

دركل يافته هاي تحقيقي نشان مي دهندكه ميان كشورهاي غربي و شرقي تفاوتهاي قابل ملاحظه اي دربارة شاخص فردگرايي ـ جمع گرايي مشاهده مي شود كه دليل آن تفاوت درنوع نگرش ، رفتار وفرهنگهاي متفاوت وازجمله به چگونگي گسترش رسانه هاي جمعي درمتن خانواده ها مي باشد.

پهناوري جهان ، مسايل پيچيدة اقتصادي ، فناوري الکترونيکي ووضعيت اجتماعي اقتصادي بويژه فشار جهاني شدن ، تعييراتي را ايجاد مي كنند كه در زمينة تحول شخصيتي فرد ونيز هويت جمعي آنها درمحيط اجتماعي و خانواده تاثيرات بسزايي دارند (بانهام وهمكاران، 2000). علت اصلي كاهش جمع گرايي وافزايش فردگرايي رابه تجربيات فراوان شهرنشيني ، شتاب فناوري وويژگيهاي زندگي پر تنش وکاهش ارتباطات بين فردي نسبت مي دهند. کاهش فرهنگ گفتگو وتعامل عاطفي بدليل کيفيت جديد زندگي ، بيش از همه ، هويت فردي وجمعي ملتها را تحت تاثير قرارداده وبتدريج آنها را به سوي فردگرايي سوق مي دهد.

 

ملاحظه

گسترش پرشتاب فناوري بويژه فناوري الکترونيکي به ميزان زيادي کيفيت و روند طبيعي انسان را ازحالت عادي وطبيعي خارج کرده است و رفتارهاي جديدي را درعرصه فردي واجتماعي بوجود آورده است. رفتارهاي جديد ، به عرصه خانواده نيز گسترش پيداکرده است. مهمترين مشخصه اين رفتار ، فردگرايي و کاهش احساس تعلق وپيوند عاطفي در گروه خانواده مي باشد. براي رهايي ازاين کيفيت ، گسترش فرهنگ استفاده ازابزارهاي رسانه اي به گونه اي که اين ابزارها درخدمت انسانها باشد ، نه شکل دهند رفتار ، الزامي بنظر مي رسد ، که البته کار ساده اي نيست. هراندازه رسانه ها ، نجابت بيشتري بخرج دهند وبه سلامت پيام خود اهميت بدهند ، نمي توانند جاي ارتباط چهره به چهره را درمناسبات ارتباطي بگبرند. پس رويکرد خانواده ها بايد درجهت کاهش استفاده از ابزارهاي رسانه اي واستفاده مهاريافته ازآنها در جهت اهداف قابل کنترل ، سامان يابد. طبيعي است دراين وضعيت ، فضاي خانواده براي گفت وگو و هم کلامي آماده مي شود.

 

* روانشناس و استادیار دانشگاه تهران

 

منابع

• اسحاق ، ويليام (2001).گفتگو هنرباهم انديشيدن ،ترجمه محمود حدادي(1380). تهران :دفترمطالعات سياسي وبين المللي وزارت امورخارجه جمهوري اسلامي ايران.

• برکو، ري ام وهمکاران (1998). ترجمه دکتر سيدمحمد اعرابي و داود ايزدي (1378). مديريت ارتباطات ، تهران : دفترپژوهشهاي فرهنگي.

• پورافکاري ، نصرت الله (1373). فرهنگ جامع روانشناسي وروانپزشکي. تهران : فرهنگ معاصر.

• پورحسين ، رضا(1383). روانشناسي خود. تهران :انتشارات اميرکبير.

• فرهنگي ، علي اکبر (1382). ارتباطات انساني : جلداول ، تهران : موسسه خدمات فرهنگي رسا.

• گاتر ، جان تيلور(1382). تلويزيون وکودکان ، سياحت غرب ، سال اول ، شماره7.

• نيومن ، ديويد (1383). تلويزيون وخشونت. ترجمه ساراحبيبي. باشگاه انديشه.

 

- Bumeister,R.F.(1999).The self in social psychology.New york:Library of congress cataloging-in-poblication data.

- Huiberts, A., Oosterwegel, A., Meeus, W. & Vollebergh, W. (2001). Individualism and collectivism in relation to parents and pears. Differences between duth and Moroccan adolescence.

- Kagitcibasi, C. (1986). Individual and Group Loyalties: Are they compatible? Selected papers from the Eighth International Conference of the International Association for Cross-Cultural Psychology held on at Istanbul.

- Maukus, H. R., & Kitayama, S. (1991). Culture and the self: Implications for

Cognition, emotion, and motivation. Psychological Review, 98, 224-253.

- Myers,D.G.(1999).Social psychology :6th edition.MacGraw-Hill college.

- WWW. turnoffyourtv.com

 

+ نوشته شده توسط رضا رضایی در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 و ساعت 12:43 |
"... جامعه و فرهنگ ايراني و به تبع آن انسان ايراني مانند ديگر جوامع، فرهنگ ها وانسان ها تحت تاثير ظهور تکنولوژي هاي ارتباطي و اطلاعاتي جديد در حال ديجيتالي يا الکترونيکي شدن است. هر چند در اين مسير ممکن است کمي لنگان لنگان راه را پيموده باشيم اما جهت و جاده انسان ايراني در راه آينده همان بزرگراه ارتباطي الکترونيکي شدن است. در جامعه ديجيتال، روزنامه مانند ديگر چيزها هم معناي کلاسيک خود را از دست مي دهد و به «متن الکترونيکي» يا ديجيتال مبدل مي شود تا متناسب ذائقه و خواست انسان ديجيتال در آيد. در اين يادداشت کوتاه که به مناسبت شروع به کار روزنامه آن لاين همشهري مي نويسم مي خواهم کمي درباره ابعد فرهنگي ديجيتالي شدن و مزايا و معايب آن بنويسم...."
متن كامل يادداشت دكتر نعمت الله فاضلي

+ نوشته شده توسط رضا رضایی در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت 11:17 |
 وبلاگ مدیریت روابط عمومی در مطلبی خصوصیات مسئول روابط عمومی را اینچنین بیان نموده است :

تنوع‌ كارهاي‌ روابط‌ عمومي‌ و حساسيت اين مسئوليت ايجاب‌ مي‌ كند كه‌ عاملان‌ و كارگزاران  آن‌ علاوه‌ بر آگاهي‌ از رموز حرفه‌ خود با بسياري‌ديگر از رشته‌ هاي‌ علوم‌ آشنا باشند به همين علت سپردن‌ كاري‌ تا اين‌ حدمهم‌  و در عين‌ حال‌ سنگين‌ به‌ كساني‌ كه‌ در اين‌ حرفه‌ سررشته‌ و تجربه‌ كافي‌ ندارند نه‌ تنهاصحيح‌ نيست‌ بلكه‌ دور از شرط‌ عقل‌ است‌ زيرا اگر كوششهاي‌ آنان‌ از مسير صحيح‌ و باروشن‌ بيني‌ خاصي‌ انجام‌ نپذيرد ضمن‌ اينكه‌ به‌ نتيجه‌ مطلوب‌ نمي‌ رسد احتمال‌ آن‌ نيز مي‌ رود كه‌ يك‌ اشتباه‌ كوچك‌ و بي‌ توجهي‌ يا كج‌ سليقگي‌ اثرات‌ زيان‌ بخشي‌ بجاي‌گذارد و همه‌ تلاشها را نقش‌ بر آب‌ كند پس‌ كارآزمودگي‌ و پختگي‌ و اطلاع‌ دقيق‌ ازمباني‌ اين‌ حرفه‌  يكي‌ از شرايط‌ حتمي‌ اشتغال‌ بدين‌ كار است‌ بخصوص‌ كه‌ دايره‌ عمل‌دفاتر روابط‌ عمومي‌ بسيار وسيع‌ است‌ و متصديان‌ آن‌ بايد با استفاده‌ از معلومات‌ واطلاعات‌ لازم‌ و آگاهي‌ از برخي‌ رشته‌ هاي‌ ديگر قدم‌ در اين‌ راه‌ بگذارند تا نتيجه‌مطلوب‌ را بگيرند در این راستا به بخشی از ویژگیها و خصوصیات مسئول روابط عمومی اشاره می کنیم

مسئول  روابط‌ عمومي‌بايد درارتباط‌ نوشتاري‌ وگفتاري‌ داراي‌ مهارت‌ وتجربه‌ باشد .

قدرت‌ قضاوت‌ صحيح‌ ، اعتماد به‌ نفس‌ و اتخاذ تصميم‌ درست‌ در لحظات‌ سخت‌ وبحراني‌ را داشته‌ باشد .

از قدرت‌ دريافت‌ نقطه‌ نظرهاي‌ مديران‌ و توانايي‌ تنظيم‌ كار خود و پيش‌ بردن‌ برنامه‌ها بدون‌ راهنمايي‌ ديگران‌ برخوردار باشد . 

 بايد دروغ‌ نگويد ، لاف‌ نزند ، وعده‌ دروغين‌ ندهد امر كوچكي‌ را بزرگ‌ و بزرگي‌را كوچك‌ نكند ،

 در فكر موفقيتهاي‌ نزديك‌ نباشد و تحت‌ فشار ديگران‌ اقدامات‌ غيراخلاقي‌ را نپذيرد . 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رضا رضایی در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 15:36 |

مجموعه کتاب‌هاي تخصصي روابط عمومي که هر يک دربرگيرنده‌ي عنوان‌ها و موضوع‌هاي ويژه‌اي از سوي صاحب نظران روابط عمومي است، از سوي دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تدوين و منتشر شده است.

به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمود سلطان‌آبادي بلاگر "اخبار ارتباطات" به نشاني http://mahmoodspace.blogfa.com به معرفي اين مجموعه كتاب‌ها پرداخته است؛ كه در ادامه مي‌آيد:

* فنون روابط عمومي

فهرست عنوان‌هاي اين کتاب به شرح زير است:

ـ تبليغات سياسي / دکتر کاظم معتمد نژاد

ـ نگاه سيستمي به تبليغات، اثر زيانبار تبليغات بدون روابط عمومي / دکتر مهدي محسنيان راد

ـ متقاعد سازي، ترغيب و وادارسازي، فرآيندي براي تغيير نگرش / محمد علي حکيم آرا

ـ تبليغات سياسي / گيتا علي آبادي

ـ تبليغات، روابط عمومي، ارتقاي فروش در بازارهاي جهاني / دکتر عبدالحميد ابراهيمي

ـ روابط عمومي، بازاريابي و تبليغات / سودابه هاشمي

ـ يش نياز يک روابط عمومي موفق؛ رضايت مصرف کنندگان، مشترکان و مراجعه کنندگان / علي ميرسعيد قاضي

ـ روابط عمومي در خدمت بورژوازي / استوارت ايوان

ـ نقش تبليغات تجاري در رفتار مصرفي / دکتر محمد رضا رسولي

ـ چاپ و گرافيک در روابط عمومي

ـ شيوه هاي طراحي مجله / خسرو يحيايي

ـ نشريه داخلي تاثيرگذار / مهندس قربانعلي تنگشير

ـ موانع و ضرورت هاي پژوهش در روابط عمومي / دکتر محمد رضا رسولي

ـ نظام پيشنهادات، پيش نياز مديريت مشارکتي در سازمان / محمد رضا نعيمي

*روابط عمومي برتر

فهرست عنوان‌هاي اين کتاب به شرح زير است:

ـ تعريف روابط عمومي / پروين قويدل

ـ روند شکل گيري تعريف روابط عمومي / دکتر محمد حسن پرداخت چي

ـ ماهيت روابط عمومي / امير علي خلج

ـ روابط عمومي و پيام رساني / دکتر مهدي محسنيان راد

ـ روابط عمومي موثر / پروين قويدل

ـ مخاطب و مخاطب شناسي در روابط عمومي / علي ميرسعيد قاضي

ـ فرآيند کار در روابط عمومي / علي شير کاکاوند

ـ نقش روابط عمومي در سازمان هاي برتر / ايرج سلطاني

ـ اصول اخلاقي و حرفه گرايي در روابط عمومي / سودابه نبئي

ـ بحث‌هاي جاري اخلاق روابط عمومي / محمد رضا حسن زاده

ـ ويژگي هاي کارگزار روابط عمومي / علي ميرسعيد قاضي

ـ سيستم کنترل و ارزيابي برنامه هاي روابط عمومي / سيد محمد عباس زادگان

*چالش هاي روابط عمومي

فهرست عنوان‌هاي اين کتاب به شرح زير است:

ـ بررسي ساختار فرهنگي کشور و نقش فرهنگ سازي روابط عمومي / دکتر علي اکبر فرهنگي

ـ ريشه تاريخي مشکلات روابط عمومي در ايران / دکتر مهدي محسنيان راد

ـ وضعيت روابط عمومي و مواجه با فضاي ارتباطي جديد / دکتر مهدي محسنيان راد

ـ روابط عمومي، سياست و رسانه ها / دکتر پرويز علوي

ـ مشکلات تشکيلاتي و ساختار سازماني روابط عمومي / خسرو سلجوقي

ـ روابط عمومي در ايران و نويد آينده اي اميد بخش / دکتر يحيي کمالي پور و دکتر مهدي محسنيان راد

ـ دولت پاسخگو و روابط عمومي پاسخگو / دکتر پرويز علوي

ـ نظام سياسي روابط عمومي / دکتر پرويز علوي

*روابط عمومي الکترونيک؛ اصول، مفاهيم، کارکردها

فهرست عنوان‌هاي اين کتاب به شرح زير است:

ـ روابط عمومي الکترونيک، چشم انداز ها و فرصت ها / مهدي مومني نورآبادي

ـ روابط عمومي الکترونيک / حسين امامي رودسري

ـ تعامل روابط عمومي ها با رسانه ها / دکتر محمد مهدي فرقاني

ـ روابط عمومي ديجيتال / دکتر يونس شکرخواه

ـ شبکه فناوري اطلاعات / مسعود ميرجعفري

ـ اينترنت و انتخاب منابع اطلاعاتي روابط عمومي / محمد رضا نعيمي

ـ روابط عمومي و اينترنت / محمد مهدي فتوره چي

ـ روابط عمومي اينترنتي / فصلنامه کارگزار روابط عمومي

ـ فن آوري نوين در روابط عمومي / احمد يحيايي ايله اي

ـ روابط عمومي رايانه اي در آينده / غلامرضا آذري

ـ ژئوپلتيک اطلاعات / دکتر فروغ عريضي

+ نوشته شده توسط رضا رضایی در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 و ساعت 15:30 |

سواد رسانه ای

يكی از مباحث مرتبط با مسايل آموزشی در روابط عمومی،‌ سوادرسانه‌ای است.

  به طوری كه امروزه استفاده و به كارگيری وسايل ارتباط جمعی هم از نظر سخت‌افزاری و هم نرم‌افزاری، تجزيه و تحليل و ارسال مناسب پيام‌ها و دريافت آنها، مستلزم داشتن سواد رسانه‌ای است. از آنجا كه كاركنان روابط عمومی به عنوان ارتباط‌ گران با محيط درونی و بيرونی سازمان در تعامل هستند و از آنجا كه شناخت پيام‌های رسانه‌ای و درك و عكس‌العمل مناسب روابط عمومی نسبت به پيام‌های رسانه‌ای يكی از وظايف روابط عمومی است. بنابراين ضروری است كه مجموعه روابط عمومی با مهارتها و دانش سواد رسانه‌ای، آشنايی كافی داشته باشد.

 

تعريف سوادرسانه‌ای :

سوادرسانه‌ای از دهه 1970 همزمان با رشد و توسعه وسايل ارتباط جمعی مورد توجه قرار گرفت.   جديدترين تعريف سوادرسانه‌ای، اين مفهوم را چنين تعريف كرده است :

" سوادرسانه‌ای توانايی دسترسي، تجزيه و تحليل انتقادی، ارزيابی و ارسال پيام‌ها در انواع مختلف آن است" .

                         چهار فرآيند اصلی كه در اين تعريف قرار دارند، عبارتند از :

1- توانايی دسترسي به پيام :

توانايی دسترسي به پيام عبارتست از مهارتهايی كه فرد را در رمزگشايی نمادها و افزايش دامنه لغات قادر مي‌سازد. مهارتهای دسترسي همچنين شامل مهارتهايی در رابطه با مكان‌يابی، سازماند‌هي و بازيابی اطلاعات، استفاده از بخشی از كتاب برای يافتن اطلاعات، دستيابی و استفاده از منابع چاپی، كامپيوتر، ويدئو و ... توانايی استفاده از ابزارهای تكنولوژی ويدئو و كامپيوتر است. مهارتهای دسترسی اغلب با عنوان « سواد اطلاعاتی » و اخيراً با عنوان « مهارتهای بزرگراه » مطرح است.

2- توانايی تجزيه و تحليل پيام :

توانايی تجزيه و تحليل انتقادی پيام مربوط به مهارتهای فهم و درك تفسيری است كه شامل توانايی استفاده از طبقه‌بند ی ‌ها، مفاهيم و ايده‌ها،‌ تشخيص نوع اثر، استنباط علت و اثر

 

(پيام)، شناسايی اهداف پديدآورنده و نكات تاريخی، سياسی، اقتصادی ايجاد و مصرف شده در پيام‌های متن است.

3- توانايی ارزيابی پيام‌ها :

توانايی ارزيابی پيام‌ها به بررسی قضاوت دربارة ارتباط و ارزش معني پيام براي خواننده می ‌پردازد كه شامل استفاده از دانش قبلی برای تفسير يك اثر، پيش‌بينی نتايج ديگر و يا نتايج منطقی اثر، شناسايي ارزشهای يك پيام و درك كيفيت زيباشناسی يك اثر است.

4- توانايی ارسال پيام‌ها :</